جامعه ما نیاز به اعتدال و آرامش دارد.طی سال ها پر رنگ شدن سیاست و مهمتر از آن تلاش جناح های سیاسی برای کسب قدرت به هر قیمت نوعی از سیاست زدگی را رواج داده و رکن سیاست را چنان حجیم و متورم کرده است که بر دیگر بخش های جامعه سایه انداخته به طوری که اجازه نمی دهد نور عقلانیت بر آن ها بتابد . مواضع چند سال گذشته جناح های سیاسی و تفاسیر بی سابقه جناح حاکم بر دولت از قانون که در راستای توجیه رفتار های غیر متعارف و در جهت تضعیف و محدود کردن دیگر سلایق حتی به قیمت دور زدن قانون اساسی و در نتیجه بی اعتبار کردن آن و دیگر کیان جمهوری اسلامی صورت گرفته است نشانگر غفلت ارادی و غیر ارادی به منافع و مصالح ملی است .
این کاملا بدیهی است که وقتی جناح ها و گرایش های سیاسی به دلیل تمامیت خواهی دولت یا به هر دلیل از برنامه ریزی و تفکر در باره آینده کشور فاصله می گیرند به عرصه رویارویی و تقابل نزدیک شده و برای حفظ خود ناگزیر از برخی رسالت ها و وظایفی که نسبت به جامعه و مردم دارند غافل می شوند . در این فرایند است که مردم نیز دچار نومیدی و یاس شده به ملامت و ندامت زبان می گشایند .
آنچه امروز شاهد آن هستیم پیامد منفی سیاسی شدن تعاریف و انحراف جناح ها از رقابت صحیح و افتادن در ورطه حذف یکدیگر است . به دلیل سیطره چنین جو نامتعادل است که تشنگی جامعه برای استقرار اعتدال و آرامش و کاهش تنش و در گیری در فضای داخلی کشور و در ساحت تعاملات بین المللی به خوبی احساس می شود .
و دقیقا به همین دلیل است که راقم این سطور اعتقاد دارد جامعه به رئیس جمهوری با شاخصه های زیر سخت نیازمند است :
۱- مردم ما نیاز به رئیس جمهوری فراجناحی دارند . امروز وجدان جامعه ما مشتاق و نیازمند شخصیتی معتدل و فراحزبی است تا بتواند مشارکت عمومی را افزایش بخشد .
۲- جامعه ما نیازمند رئیس جمهوری قدرتمند برای افزایش کارایی مدیریت کشور است . امروز شاهد بروز شکاف عمیق در شاکله مدیریت کلان کشور و نوعی آشفتگی و عدم انسجام میان اجزا سیستم هستیم و به همین دلیل است که حضور رئیس جمهوری قدرتمند که بتواند بر مشکلات داخلی سیستم قوه مجریه فائق آید و با رکن رکین نظام هماهنگ و همراه باشد سخت احساس می شود .
۳- مدیران شایسته سرمایه های ملت و تمدن اسلامی هستند و به همین دلیل شایستگی باید معیار اصلی مدیران برگزیده رئیس جمهور آینده باشد . ما طی چند سال گذشته شاهد بودیم که غفلت از این اصل کلیدی چه زیان های جبران ناپذیری برای کشور به بار آورد و چه نیروهای توانمند و خدوم و متخصصی منزوی و خانه نشین شدند و در غیاب آن ها انتصاب های لحظه ای و سلیقه ای سیاسی و جناحی چگونه شایستگی بر آمده از علم و تجربه و استعداد و توانمندی مدیران را قربانی لجبازی ها کرد و و جمعیتی را پراکنده و پر کنده نمود . خیلی هنر !! می خواهد به جای ایجاد وحدت بین جناح ها کسی نتواند جمع و جناح خود را هم حفظ کند . اخراجی های از دولت اقای احمدی نزاد را نگاه کنید . این ها در ابتدا یک جناح بودند اما آقای رئیس جمهور از آن ها گروه جدیدی ساختند . به همین دلیل است که دولت آینده باید از مدیرانی شایسته و با گرایش های سیاسی گوناگون تشکیل شود و رئیس جمهور باید قدرت اداره این مجموعه را داشته باشد .
۴-رئیس جمهور آینده باید آن قدر قدرت و اعتبار و درایت داشته باشد که اختلافات به درون خانواده کشیده شده را به وفاق ملی مبدل سازد . ملت فهیم ایران تا کنون با تدبیر رهبری معظم اجازه نداده است اختلافات حاصل از افراط و تفریط ها در رده های بالا به جامعه سرایت کند و لذا شخصی که سکاندار مدیریت اجرایی کشور می شود باید بتواند وفاق ملی که این سال ها سخت اسیب دبده است را تجدید کند و زمینه را برای عدم انتقال اختلافات بالا دستی به سطح جامعه فراهم آورد .
۵- کشور و مردم به رئیس جمهوری نیاز دارند که مسئولیت های کلیدی را به صاحبان تجربه و و سعه صدربسپارد از تنگ نظری ها بپرهیزد و بین دو نماز وزیری را به این دلیل که پیشنهادی خیر خواهانه داده است عرل ننماید:
"خبرنگاری از علی رضا علی احمدی- وزیر آموزش و پرورش در دولت نهم احمدی نژاد- می پرسد :
علت جداییتان از دولت چه بوده است ؟ وی می گوید :بنده جزء معدود افرادی هستم که سابقه دوستی ۳۰ ساله با آقای احمدینژاد داشتم و حتی با ایشان از دوران شهرداری تهران فعالیت و همکاری داشتم.
وی با بیان اینکه در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم مسئول کمیته برنامهریزی ستاد احمدینژاد و از نویسندگان برنامه دولت نهم بوده است، اظهار می دارد :
از ابتدا بنای من این بوده که جلوی تصمیمات غلط را بگیرم، البته تا حد وسعم این کار را انجام دادم. زمانی که دولت نهم در حال پایان بود و میخواستند دولت دهم و کابینهاش را تشکیل بدهند، بین دو نماز به آقای احمدینژاد گفتم :بهتر است این افراد که گزینه فعلی دولت برای ریاست کاندیداتوری - مشایی- از جمله آنها بود در کابینه نباشد، چرا که هزینههایی برای دولت ایجاد خواهد کرد.بین دو نماز آقای احمدینژاد از من پرسید، ذکرت را گفتی؟، گفتم بله، گفت شما دیگر در کابینه نباشید! ."
و دیگر مواردی که کم و بیش همه می دانند .
۶- قدرت انحصاری فساد آور است و رئیس جمهور آینده باید تابع قانون باشد و در خط رهبری . ما در این سال ها آشکارا دیدیم چگونه رئیس دولت در بسیاری از موارد از قانون عدول کرد و حتی اراده خود برای عبور از رهبری را نشان داد . موضوع مخالفت رهبر معظم انقلاب با انتصاب مشایی به عنوان معاون اول رئیس جمهور و حکم حکومتی ایشان در خصوص ابقای وزیر اطلاعات و نوع تعامل رئیس جمهور با فرامین ایشان نمونه های بارز عزم عبور از رهبری و به کف اوردن قدرت فساد آور انحصاری است .
۷-رئیس جمهور آینده باید اعتدال اقتصادی را از طریق ترکیب متناسب تولید ،بازرگانی،سرمایه گذاری خارجی به وجود آورد تا به اشتغال مولد و فقر زدایی نایل شویم . شاهد بودیم که در این سال ها واردات بی رویه چگونه تولید داخلی را فلج کرد وروز به روز بر نرخ بیکاری افزود . کشاورز را مغموم و مغبون و کارگر و صنعتگر را گرفتارساخت .
۸- رئیس جمهور آینده باید در جهانی که به سرعت در مفاهیم و صورت هایش تحول ایجاد می شود پا به پای مسائل داخلی به گستره تحولات جهانی با اعمال دیپلماسی مبتنی بر تعقل سیاسی و منویات رهبری نیز بپردازد .با اقتدار و عقلانیت با جامعه جهانی تعامل کند و امنیت ملی را با مردمسالاری و مشارکت تمام اقشار جامعه و با به کار گیری تکنولژی استراتزیک و فن آوری صلح آمیز هسته ای تقویت کند .
۹-رئیس جمهور آینده باید مختصات جوانی و مسایل جوانان را درک کند و به نیاز های طبیعی و روحیه خستگی ناپذیر ،شجاع ،کنجکاو و ... ایشان پاسخ متناسب با شئونات اخلاقی و توسعه آفرین بدهد .
۱۰- رئیس جمهور آینده نباید تسلیم تحریک احساسات،موج های روبنایی و شعارهای غیر اصیل شود بلکه باید به فکر ثبات و توسعه پایدار در همه ابعاد جامعه باشد . تجربه سال های گذشته نشان داد ایجاد موج های روبنایی ساخته شده از سوی عناصر داخلی زمینه را برای سوء استفاده عناصر خارجی فراهم می آورد و شرایطی را می سازد که امنیت و استقرار و روال طبیعی و عادی زندگی مردم را بر هم می زند .
در یک کلام رئیس جمهور آینده باید برآیند تعامل جناح های سیاسی باشد و نه سنتز تقابل آ نها . با مدیریت پدرانه و فراجناحی به زخم ها و کدورت ها التیام ببخشد و با اعمال مدیریت ترمیم فاصله های ایجاد شده طی این سال ها را پر کند و خرابی ها را مرمت نماید . رئیس جمهور آینده باید کسی باشد که بتواند ایران را از میان بحران آتش و خون که در منطقه در گرفته است با صیانت از عزت نظام و رعایت حکمت و مصلحت عبور دهد.
شبکه ایران وابسته به دولت طی یادداشتی با عنوان به سوی سوپر دو قطبی / در حاشیه آغاز مصاف اکبر و اسفندیار از رو در رویی آقای هاشمی و مشایی به عنوان رو در رویی اکبر و اسفندیار یاد کرده است . وجه این تسمیه را هر چه فکر کردم نیافتم . بعید می دانم مقصودشان رو در رویی رستم و اسفندیار باشد ! نویسنده در ادامه مطلب تعبیر دیگری به کار می گیرند و مدعی رو در رویی جریان سرمایه داری ( هاشمی )با جریان عدالتخواهی ( احمدی نزاد و مشایی )می شوند !
نمی دانم چرا وقتی به لفظ عدالتخواهی و ادعای آقایان در عدالتخواهی رسیدم تصویر نان پنیر خوردن رئیس دولت عدالتخواه در سفر های استانی و ماجرای اختلاس ۳ هزار میلیاردی و ۴۵۰ میلیون یورویی و... در ذهنم مجسم شد و فی الفور به یاد جریان آصف الدوله افتادم:
نوشته اند آصف الدوله که حاکم خراسان بوده وقتی به رسم معهود بسیاری از حاکمان ،شاهدی را به خلوت خود می برد و در حین آمیزش !! متوجه بند ابریشمی شلوار شاهد! می شود با خطاب و عتاب جوانک را ارشاد می کند که ابریشم برای مرد حرام است !! به این می گویند حبه بین دبه باز !